فیلم

نقد و بررسی «منو / The Menu»

پیش فرض فیلم «The Menu» در مورد از دست دادن اشتیاق و هدف است.

دوازده مهمان در یک شام اجرایی، بسیار بسیار گران در یک جزیره شرکت می کنند. همه آنها شخصا توسط سرآشپز اسلوویک دعوت شده بودند. در بدو ورود، متوجه می شوند که تایلر (نیکولاس هولت) شخصیت اصلی خود را نیاورده است. با او مارگوت (آنیا تیلور جوی) است که – همانطور که مشخص است – برای همراهی او استخدام شده است. این جزئیات کوچک بعداً نقش مهمی ایفا خواهد کرد.

ادامه فیلم تقریباً به طور کامل در رستوران می گذرد، زیرا ما منوی ویژه انتخاب شده در حال سرو را تماشا می کنیم. غذاهای نفیس سرو می شود که به طرز بی عیب و نقصی به کمال تزیین شده اند.

ما به زودی متوجه می شویم که چیز شومی در مورد سرآشپز وجود دارد. حتی پس از کشته شدن یک نفر در برابر همه، آنها به خدمت کردن ادامه می‌دهند و مهمان به حفظ غذای خود ادامه می‌دهد و حتی در پایان آنها هنوز اشتها دارند و در مورد خوشمزه بودن غذا نظر می دهند – بعد از هر اتفاقی که افتاده است .

پایان مستقیماً اصل مطلب است. مارگوت کاری کرد که سرآشپز منتظرش بود. او حقیقت واقعی را گفت. همه می ترسند، از سرآشپز می ترسند. چرا؟ چون از توهین می ترسند. مارگوت از همان ابتدا غذا را دوست نداشت. او می خواست آن را برگرداند و تایلر مانع شد. در نهایت در مواجهه با مرگ برخاست و حقیقت را به سرآشپز گفت که از غذای او خوشش نیامد و جرات دارد آن را پس بفرستد.

مردم در رستوران جنبه های مختلف کشور را نشان می دهند.

مردان جوان: نسل جوان جاه طلبان که فقط روی کار و پول تمرکز می کنند. این به وضوح در گفتگوی آنها بیان شده است.

زوج پیر: آنها نماینده نسل قدیمی سیاسی هستند که همه چیز را بدیهی می دانستند.

ستاره سینما و دستیار: آنها نشان دهنده نامی هستند که هالیوود از بین رفته است، که سرآشپز گفت “هدف خود را از دست داده است.”

منتقد و سردبیرش: آنها نماینده رسانه‌هایی هستند که با نقدهایشان می‌توانند کاری کنند که منجر به سقوط هر چیزی شود یا به قول سرآشپز “چند زندگی را خراب کردی؟”

گارد ساحلی: ماموران فدرال مانند FBI، CIA، و غیره… اما همه آنها بخشی از آشپزخانه هستند.

تایلر: نسل جوان کالج «همه چیز را بدان»، که فکر می‌کند با دانش در سرشان می‌دانند همه چیز چگونه کار می‌کند، اما تجربه زندگی ندارند. در سیاست، آنها در مورد اینکه چگونه فکر می کنند می توانند کشور را بهتر اداره کنند صحبت می کنند، اما وقتی واقعاً مورد آزمایش قرار می گیرند، مانند تایلر در آشپزخانه شکست می خورند.

مارگو: همانطور که سرآشپز گفت، “طبقه کارگر، ارائه دهندگان خدمات”، مردم بی معنی که فقط چیزبرگر می خواهند. به یاد داشته باشید که او گفت: “تصور کنید اگر رستورانی همان کاری را انجام دهد که واقعاً برای آن طراحی شده است، غذای واقعی سرو می کند.”

مارگو رابطه سرور و مشتری را دوباره برقرار کرد. او در تمام مدت، از اولین لحظه ای که سرآشپز با او صحبت کرد، متوجه شد که سرآشپز به دنبال چه چیزی بود. به یاد داشته باشید که او قبلاً می خواست غذا را پس بدهد و همچنین به تایلر یادآوری کرد که “شما به او پول می دهید تا سرو کند.”

این یادآوری است که در این جمهوری مشروطه، سیاستمداران ما برای ما، مردم کار می کنند. ما نیز مانند مارگوت باید این رابطه را دوباره برقرار و اصلاح کنیم تا ملت بقای خود را حفظ کند.

در غیر این صورت، مانند هر کس دیگری در این رستوران که می‌دانستند قرار است بمیرند، اما برای جلوگیری از مرگ خود بسیار کم کاری کردند، ما به سادگی بخشی از منو هستیم. سرآشپز در واقع این نکته را زمانی که گارد ساحلی آمد نشان داد.

اما حتی پس از خروج مارگوت، همه آنها می توانستند همین کار را انجام دهند و یک چیزبرگر بخواهند. همانطور که سرآشپز اشاره کرد، آنها به اندازه کافی تلاش نکردند تا به مقابله بپردازند. انگار همه از قبل این منو را پذیرفته بودند. در سکانس پایانی، می توانید برخی از آنها را ببینید که حتی از سرآشپز تشکر می کنند.

اگرچه برخی از آنها سعی کردند فرار کنند، اما به مقابله نپرداختند.

این فیلم مورد چیزی است که همه در زندگی خود با آن روبرو شده اند: وسواس. این فیلم به‌عنوان یک فیلم هیجان‌انگیز/تعلیق‌آمیز به ظاهر وهم‌آور با ویژگی‌های عجیب و غریب و منحصربه‌فرد شروع می‌شود، اما به آرامی به چیزی بسیار وحشی‌تر تبدیل می‌شود و خیلی واضح است که آن را بیش از حد می‌برد.

منو چیز تازه و جالبی برای گفتن در مورد گفتگوی خسته پیرامون ازدواج هنر و هنرمند دارد.

به طور کلی، این فیلم قرار نیست یک تریلر معقول، منسجم و رضایت بخش باشد. در عوض، این اظهار نظری است در مورد یک پدیده تلخ در جامعه ما: نحوه نگرش، مصرف، تعقیب و در نهایت وسواس نسبت به کسانی که هنر اطراف ما را تولید می کنند.

این فیلم شما را به این فکر می‌اندازد که مرز بین هنرمند درخشان و روانی دیوانه چیست. فیلم باعث می شود به اطراف خود نگاه کنید و خود را در بین تمام شخصیت ها بیابید. هنرمند، هنر، و کسانی که (به معنای واقعی کلمه) آن را مصرف می کنند.

در مجموع، این فیلم یک تقلید آموزنده از وضعیت نه تنها واژه غذای خوب، بلکه مد، هنر، فیلمسازی، موسیقی و غیره است.

مارک مایلود (کارگردان) ست ریس (نویسنده) و ویل تریسی (نویسنده) همگی شایسته تشویق هستند. همه آنها با هم این فیلم بسیار منحصر به فرد را در سال 2022 خلق کردند.

آنچه سازندگان فیلم می گویند این است که به عنوان هنرمندان، قلب و روح خود را در هنر خود می ریزند تا هم به ما خدمت کنند و هم ما را سرگرم کنند و به عنوان مصرف کننده بسیار آسان است که قدردانی از این کار و تلاش سخت را از دست بدهیم.

البته فیلم مشکلاتی هم داشت. چرا سرآشپز تصمیم گرفت این منوی نهایی را انجام دهد. چرا همه به آرمان او ایمان داشتند. این افرادی که آمدند چگونه آنقدر بد یا مستحق سرنوشت خود بودند؟ چرا او حداقل به یکی از آنها می گوید که چه برنامه ای دارد؟ و هدف از راه اندازی یک گارد ساحلی جعلی چه بود، او از کجا می دانست که حتی به آن نیاز است. چه فایده داشت که مادرش آنجا باشد. چگونه قهرمان داستان نه تنها متوجه می شود که چگونه قایق را راه اندازی کند، بلکه آن را در تاریکی نیز هدایت می کند؟.

سبک و صحنه پردازی قطعه اصلا قابل ایراد نیست. این فیلم دقیق، مبتکرانه و بسیار تمیز و صیقلی است که از نظر بصری بسیار جذاب است.

به نظر من این فیلم اصلی، سرگرم کننده و بسیار جالب بود. این پیام عمیق تری در مورد اینکه جهان امروز چگونه به نظر می رسد دارد: استرس و فشار مداوم اجرا و جلب رضایت افراد سخت پسند.

این همان چیزی است که شخصیت های فیلم، سرآشپز و مهمانان نشان می دهند. مهمان ها نماینده بدترین ما هستند. احساس فشار مداوم در مورد چیزی که واقعاً فکر می کنید سرگرم کننده است، دیگر سرگرم کننده نیست. به همین دلیل است که سرآشپز این افراد را به رستوران دعوت کرده است.

این چنین افرادی هستند که شور، معنا و لذت او را در زندگی از بین برده اند. اگر فرض و مفهوم این فیلم را درک کنید، واقعاً آن را دوست خواهید داشت.

برای یک نمای کلی بسیار ابتدایی، «منو» تایلر (نیکولاس هولت) و مارگوت (آنیا تیلور-جوی) را دنبال می‌کند که یک تجربه غذاخوری مجلل/گران‌قیمت را آغاز می‌کنند که توسط استاد آشپز اسلوویک (رالف فاینز) هماهنگ شده است. همانطور که دوره ها پیشرفت می کنند و برخی موارد عجیب و غریب – که به سرعت مرگبار و جدی می شوند – پاپ آپ می شوند، آشکار می شود که این فقط غذا خوردن نیست.

این فیلم یک تفسیر اجتماعی عالی درباره ارزش‌های طبقاتی و نظام‌های طبقاتی است. آدرنالین شدیدی به مخاطب می دهد که تجربه تماشای هیجان انگیز و وحشیانه ای را ایجاد می کند.

این فیلم جدا از فیلمنامه غنی و طراحی تولیدی باشکوهش، از داشتن بازیگرانی پر ستاره نیز سود می برد. رالف فاینس در نقش سرآشپز خشن و محافظه کار اسلوویک برجسته است، اما آنیا تیلور جوی در نقش مارگوت با نام مستعار ارین چیز متفاوتی را به میز می آورد .

نیکلاس هولت در نقش تایلر به خوبی به این شخصیت نسبتاً حیله گر و خود شیفته جان می بخشد. هر کس باید این فیلم را خودش تجربه کند و اجازه ندهد کسی نظرش را تحت تاثیر قرار دهد.

جلوه های بصری فوق العاده ای داشت، به زیبایی فیلمبرداری شد، فیلمبرداری بسیار خوبی داشت، تقارن و تصویر عالی به نظر می رسید.

 مارگوت ما هستیم که می‌خواهیم مضحک بودن همه چیز را فاش کنیم.

داستان فیلم درباره از دست دادن هدف، شادی و تمایل برای تحقق آن هدف بود. وقتی سعی می کنید چیزهای غیرممکن را راضی کنید، در نهایت هدف، شادی و آرزوی خود را از دست می دهید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا