فیلم

نقد و بررسی «سرگذشت نارنیا: شاهزاده کاسپین»

از نظر بصری، فیلم بسیار خوب ساخته شده است. فیلمبرداری، مناظر و لباس‌ها فوق‌العاده هستند. افکت ها نیز خوب هستند و اصلان همچنان درخشان به نظر می رسدو موزیک هم با ملودی های دلنشین زیباست .

مشکلات واقعی با شاهزاده کاسپین عمدتاً در داستان و سرعت است. داستان تمایل زیادی دارد که بیش از حد جذاب شود، هر چه صحنه‌های درگیرکننده‌تر به خوبی انجام شوند، اما صحنه‌های کندتر نزدیک به غم انگیز هستند.

سرعت فیلم نسبتاً بی‌حال است، در حالی که واقعاً نیازی به طولانی بودن آن‌طور که بود نداشت و شخصیت‌ها کمی کم‌عمق بودند. همچنین به ویژه در مورد کاسپین و میراز، برخی از دیالوگ ها متوقف شده است.

به هر حال کارگردان اندرو آدامسون که کارگردانی قسمت اول این مجموعه را برعهده داشت، پس از اینکه حرفه خود را عمدتاً در انیمیشن (از جمله “شرک” اصلی انجام داد) این بار در این قسمت در نقش خود به عنوان کارگردان اکشن راحت‌تر به نظر می‌رسد، و او از عهده این کار برمی‌آید.

علاوه بر این، جورجی هنلی، اسکندر کینز، ویلیام موزلی و آنا پاپلول که به عنوان فرزندان Pevensie بازگشته اند، نه تنها از نظر جسمی، بلکه در توانایی بازیگری خود به بلوغ رسیده اند.

این بار مهارت و اعتماد به نفسی وجود دارد که از نسخه اصلی پیشی می‌گیرد و فیلمی فوق‌العاده سرگرم‌کننده را می‌سازد.

داستان از آنجایی شروع می شود که شاهزاده کاسپین (بن بارنز)، برادرزاده میراز (سرجیو کاستلیتو)، رهبر “تلمارین ها”، جمعیت انسانی که اکنون نژاد غالب در نارنیا است، هنگامی که همسر میراز پسری به دنیا می آورد، برای نجات جان خود فرار می کند. میراز تاج و تخت را از پادشاه برحق، پدر کاسپین غصب کرد و اکنون که برای خود وارثی دارد، می خواهد کاسپین را برای همیشه از سر راه بردارد.

در همین حال، در لندن، پیتر و خواهران و برادرانش در تلاش هستند تا خود را با زندگی در دنیای واقعی وفق دهند. پیتر در حال دعوا و مشاجره است زیرا نمی تواند تحمل کند که مردم با او مانند یک بچه رفتار کنند، او در نارنیا به بلوغ رسید، اما دقیقاً در همان سنی که برای اولین بار وارد کمد لباس شد، به دنیای واقعی برگشت.

درست قبل از سوار شدن به متروی لندن بچه ها بار دیگر در اثر یک جادو وارد سرزمین نارنیا می شوند – فقط این جایی نیست که آنها آن را ترک کرده‌اند. بیش از هزار سال می گذرد و قلعه قائر پاراول در حال خراب شدن است.

در حالی که بچه ها تلاش می کنند تا بفهمند چه اتفاقی افتاده است، به طور تصادفی به کوتوله ای به نام ترامپکین (پیتر دینکلیج) برخورد می کنند که توسط سربازان متجاوز تلمارین اسیر می شود.

سوزان، که به نظر نمی‌رسد فرصت زیادی برای نشان دادن مهارت‌های خود در تیراندازی با کمان در خانه در فینچلی داشته باشد، مشتاقانه از این فرصت استفاده می‌کند تا ترامپکین ، کوتوله پیر و احمق را (که لوسی و ادموند او را «DLF» نامیده‌اند) نجات دهد.

کوتوله توضیح می دهد که همه چیز در نارنیا خوب نیست. به نظر می رسد که مدت زیادی پس از رفتن بچه ها نارنیا در عصری تاریک فرو رفت و تلمارین ها صدها سال با مشت آهنین حکومت کردند. روزگار بسیاری از موجودات، از جمله جانوران سخنگو، که در هماهنگی با هم زندگی می کردند، مدت هاست که می گذرد و هیچ کس در طول قرن ها اصلان شیر را است. و علاوه بر این، درختان دیگر دوست نیستند – آنها فقط درختان عادی و روزمره هستند.

طولی نمی کشد که بچه ها با کاسپین ملاقات می کنند که با گروهی از پیروان نامناسب در جنگل پنهان شده است، و به زودی جوانان قهرمان در طرحی برای بازپس گیری نارنیا برای نارنیان ها و قرار دادن کاسپین وارث برحق، بر تاج و تخت به نیروهای او می پیوندند.

فیلم با سرعتی ثابت و هیجان‌انگیز، با اکشن و تعلیق پیش می‌رود و در حالی که به طور کلی به منبع منبع وفادار می‌ماند، کمی تزیینات اضافه شده است.

فیلم‌سازانی که بر اساس کتاب‌های محبوب فیلم می‌سازند، کار سختی در پیش دارند. آنها باید ایجاد فیلمی را متعادل کنند که هر کسی بتواند آن را دوست داشته باشد و در عین حال همچنان به موضوع برای طرفداران کتاب وفادار بماند.

آدامسون این کار را در اولین فیلم نارنیا به خوبی انجام داد و دنیایی غنی و عمیق را ایجاد کرد که به کتاب وفادار بود و در عین حال کسانی را که هرگز آن را نخوانده بودند، به این دنیا وارد کرد. متأسفانه او با شاهزاده کاسپین کمی این نتیجه را از دست داد.

درست است، فیلم‌ها هرگز بهتر از کتاب نیستند، بنابراین باید منتظر تغییرات باشید، با این حال این فیلم آنقدر با کتاب فاصله دارد که اگر نام شخصیت‌ها تغییر می‌کرد، هرگز نمی‌دانستید که یک داستان مبتنی بر نارنیا است.

این فیلم بیشتر شبیه داستانی بود که شخص دیگری نوشته است و به سادگی نام‌ها و صحنه‌های کوچکی از کتاب لوئیس را چسبانده تا با اسطوره‌ها مطابقت داشته باشد.

عاشقانه کاسپین و سوزان آنقدر اجباری است که گاهی نامناسب می شود. جنبه عشق چیزی به شخصیت ها اضافه نمی کند و صرفاً عامل رشد یافته ای را به رشد ضعیف شخصیت اضافه می کند.

تلاش هایی برای ایجاد درام در مورد ناپدید شدن ناگهانی چهار کودک از نارنیا انجام می شود، اما هیچ پیگیری وجود ندارد.

یکی از بزرگ‌ترین مسائل این است که کلید اصلی کل سریال یعنی اصلان نارنیا در بیشتر فیلم وجود ندارد. اصلان هرگز در دو سوم اول فیلم مورد اشاره قرار نمی گیرد. نارنیاها هرگز از او یاد نمی کنند و حتی نمی دانند که او تأثیر اصلی برای کل ملت آنها است.

اما میراز عالی بود، او شرور بود و به گونه‌ای رشد کرد که در کتاب نبود و به نظر فوق‌العاده بود. نحوه آشنایی ما با ژنرال میراز گلوزل جالب است. آن شخصیت مردی را نشان می‌داد که طرف اشتباهی بود اما همچنان شرافت داشت. او لایق چیزی بود که در پایان فیلم دریافت می‌کرد و در کتاب گنجانده نشد.

فیلم یک داستان فوق العاده با ماجراهای پر سر و صدا، فانتزی شگفت انگیز، سناریوهای فوق العاده و بسیار سرگرم کننده است. پر از اکشن، هیجان، سرگرمی و با صحنه های جنگی باورنکردنی کمی شبیه به ¨ارباب حلقه ها¨ است.

این فیلم هیجان انگیز دارای فانتزی شگفت انگیز، ماجراهای نفس گیر، نبردهای پیشگامانه و FX عالی است، زیرا این فیلم شامل بیش از 1500 شات جلوه های ویژه است که بیش از 800 شات افکت قبلی است.

این فیلم که در سال 2008 منتشر شد از پرهزینه ترین فیلم های تاریخ سینما می باشد اما موفقیت چندانی در گیشه به دست نیاورد.

بنابراین، در نهایت، شاید «شاهزاده کاسپین» آن داستان تمثیلی عمیقی نباشد که «شیر، جادوگر و کمد لباس» بود، یا به همان سطح شگفتی جادویی نرسد، اما در آنچه می خواهد موفق است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا