فیلم

نقد و بررسی «آکیولوس»

“آکیولوس/ Oculus” محصول 2013 وحشت اساسی عدم اعتماد به ذهن خود را بررسی می کند. مرد جوانی که به تازگی از حبس در موسسه روانی آزاد شده است توسط خواهرش همراه می شود تا با شیطان در آینه روبرو شود و نتایج ویران کننده ای داشته باشد.

خیلی اوقات، یک نیروی شیطانی غیرقابل شکست توصیف می شود و سپس به راحتی شکست می خورد. در اینجا اینطور نیست.

همانطور که به پایان نزدیک می شود، این یکی تاریک می شود-شاید به سمت واقع گرایی در قوانین جهان، اما برای کسانی که مایل به هر نوع عامل رستگاری هستند راضی کننده نیست.

ترس متقاعد کننده گذشته، حال، حقیقت و ادراک را به هم می پیوندد. باعث می شود آنچه را که شاهد آن هستید زیر سوال ببرید در حالی که کاملاً قابل باور باقی می ماند.

فقط 6 شخصیت در فیلم حضور دارند. والدین و فرزندان که در 2 سن مختلف نشان داده می شوند. فیلم واقعاً خطی نیست و مدتی طول می کشد تا بتوان جریان تغییر مداوم امروز و دیروز (پرش های زمان) را دریافت کرد. اما وقتی آن را بفهمید، بسیار هوشمندانه است.

چیزی که بیش از همه تأثیرگذار است این است که تقریباً هیچ خون و خونریزی وجود ندارد، هیچ برهنگی، هیچ فحاشی، و هیچ غر زدنی وجود ندارد.

کارگردان مایک فلناگان با Oculus پشت دوربین بازگشته است، تصویری که به عنوان یکی از نخبگان 10 سری فیلم جنون نیمه شب جشنواره بین المللی فیلم تورنتو انتخاب شد.

Oculus داستان تیم و کیلی راسل (برنتون توایتز ، کارن گیلان ) را روایت می کند. تیم اخیراً از یک موسسه روانی آزاد شده است، جایی که او و خواهرش شاهد یک تراژدی مرگبار خانوادگی بودند که روح تیم را در حالتی شکننده قرار داد.

یازده سال قبل، والدینش (کیت ساکهوف، روری کاکرین) آینه ای مرموز پیدا کردند. پدرش ظاهراً مادرش را شکنجه کرده و کشته است.

تنها چند ساعت دور از بیمارستان روانی، کیلی تیم را متقاعد می‌کند که آینه‌ای که در خانه راسل تهیه شده و به نمایش گذاشته شده است، دلیل کودکی خشن آنها بوده است.

کیلی متقاعد شده است که این آینه سابقه 300 ساله مرگ و ویرانی دارد و از تیم کمک می خواهد تا با شری که آینه عتیقه را در اختیار دارد مقابله کند و از بین ببرد. تلاش های کیلی و تیم برای یافتن پاسخ و بیرون کشیدن شر منجر به توهمات خشونت آمیز و بازگشت به گذشته می شود که هر دو خواهر و برادر در خطر هستند و سلامت عقل تیم در حال بهبودی را به چالش می کشند.

با طولانی شدن تنهایی آنها با آینه، کیلی و تیم به زودی متوجه می شوند که آینه همچنان نیروی غالب است و تلاش آنها برای بسته شدن به زودی به مسابقه ای برای بقا تبدیل می شود.

Oculus به همان اندازه که در داستان سرایی غیرخطی خود پیچیده بود، ترسناک و درگیرکننده نیز بود.

این فیلم حال و هوای فوق العاده ای دارد. بیشتر آن به دلیل ظاهر سرد و طراحی صدای لرزان است. وقتی تیم با کیلی مخالفت می کند، تنش واقعی در مورد خاطرات و واقعیت وجود دارد.

نبوغ Oculus مفهوم (آینه خالی از سکنه) نیست، بلکه داستان گویی از هم گسیخته و فلاش بک هایی است که در یک داستان منسجم و شاید پیچیده ترکیب می شوند. شما در نهایت احساس می کنید و سؤال می کنید که چه چیزی واقعیت است .

همیشه یک چیز نگران کننده در مورد خیره شدن به آینه در شب وجود داشته است، نیمی از آن به این دلیل است که انتظار می رود کسی به غیر از شما در آینه به شما خیره شده است.

این فیلم ماهیت این موضوع را کاملاً به تصویر کشید. اکشن زیاد، خون یا خشونت زیاد نبود، اما  محتوا به اندازه ای بود که مخاطب را بترساند. درست زمانی که فکر می‌کنید آینه را کشف کرده‌اید، چیز دیگری در اطراف شما ظاهر می‌شود که شما را وادار می‌کند چیز دیگری فکر کنید.

این باعث می شود که فکر کنید اگر شخصیت ها دیوانه هستند، پس هیچ یک از اتفاقات فیلم واقعا واقعی نیستند. شما هرگز نمی دانید دقیقا چه اتفاقی دارد می افتد. این همان چیزی است که آن را به یک فیلم ترسناک خوب تبدیل کرده است.

حتی اگر آنقدرها هم برای برخی مخاطبان ترسناک نباشد با داستانی بسیار خلاقانه و استادانه و اجرای عالی از تمام بازیگرانش، هنوز هم می تواند اعصاب را به هم بریزد.

این فیلم بیشتر یک درام با مقداری ژانر ترسناک بود، زیرا با عوامل ترسناک و غم‌انگیز بازی نمی‌کرد، بلکه بیشتر درباره داستان پشت آینه و تأثیری بود که بر اطرافیانش داشت.

این فیلم بر اساس ترفندهای ذهنی روانشناختی ساخته شده است و شما احساس خواهید کرد که با آینه فریب خورده اید. این ترس شما را به هم می زند تا دیگر ندانید چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست.

در حالی که پایان بسیار ناگهانی و کم دلخراش بود، جالب است که چگونه در کل فیلم در آینه دو خط داستانی به هم متصل می شوند. فیلم ممکن است برای همه نباشد، اما می توان گفت که این فیلم از نظر روانی وحشتناک است.

و کار دوربین در سرتاسر فیلم نیز بسیار خوب بود، به نوعی این حس را داشت که تماشاچی در خانه با خواهر و برادر حضور دارد و اختلاط و جابجایی بین زمان حال و گذشته نیز تاثیر بسیار خوبی برای فیلم داشت.

امروزه بسیاری از فیلم‌های ترسناک جریان ناهمواری از مشت‌های روده را به شکل ترس‌های BOOM و چهره‌های مخدوش ارائه می‌دهند. Oculus متکی به تونالیته ناراحت کننده و وضعیت کوانتومی عدم قطعیت است که آن را به ترسناکی بسیار مؤثرتر تبدیل می کند.

رنگ‌ها و طراحی صحنه ترسناک گوتیک وینتیج است و بیشتر فیلم برگرفته از فلاش بک است که یک روش داستان‌گویی بسیار خلاقانه است و کاملاً با داستان ادغام می‌شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
نزدیک
دکمه بازگشت به بالا